محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
197
تحفه خانى ( فارسى )
و مده در قرحه بيش شود و ببايد دانست كه اين سبب نضج بالغست و اينچنين قرحه را صواب نيست كه در ابتدا و تزيد آب گرم به او رسانند و اما هرگاه كه متقيح شود و وجع ساكن شود رسانيدن آب گرم رخصتست و مجوز و در علاج هر قرحه كه هست مىبايد معالج متامل باشد در رنگ آن قرحه و دهن جراحت آن بادويه مناسبه وجهى كند اندمال و التحام و اختتام يابد و ببايد دانست كه فسخ كه بىجا شدن عضو است بىجدائى از جاى خود تفرق اتصاليست غاير و آن در تحت جلد است و از جلد بعيد است و مىبايد كه ادويه موضعيه او از ضماد و طلا و مرهم اقوى باشد از آنچه در ظاهر جلد و سطح عضو واقع مىشود و هرگاه كه فسخ غاير به حد مبالغه باشد البته شرط بايد كرد محل تفرق مكشوف شود تا دوائى كه برو نهند اثرش زود به او رسد و اما در ساير تفرق اتصال مثل رض كه كوفته شدن شديد است عضو را علاج او فصد است و اما در شدتى كه تفرق اتصال در ظاهر جلد است علاج بنهادن مجففاتست از ( مراهم ) و اگر چنانچه تفرق اتصال قليل است مثل خليدن سر سوزن و يا نوك خارى اصلاح آن را حواله بطبيعه مىبايد كردن و احتياج به آن نيست كه در امثال اين تفرقات انديشه علاجات قويه كرده شود مگر آنكه از نيش زدن حيوانات سمّى باشد مثل غنده و عقرب كه متلف و مهلك است و يا تفرق او اندكى و درد و الم او بسيار باشد و يا نيش و تفرق بر عصبى واقع شود كه خوف ورم آن عصب باشد چه درين صورت احتمال امراض مهلك كه حدوث تشنج است هست و علاج اين قسم علاج سم آن حيوانست و آن بروجه جزايت در محلش واقع مذكور است و اما در علاج وى كه دردمند شدن عضو و مفصل است سبب يافتن الم شديد بسببى از اسباب